بیانیهی شماره یک حزب راه ملت در خصوص وقایع و اعتراضات اخیر
به نام خداوند رحمان
«تشریح وضع موجود»
هم وطنان شریف و سرافراز
- کشور کهن و تاریخمند ایران نتوانسته است ـ جز در بخشهایی بسیار محدود ـ جایگاه شایستهی خود را بیابد. دههها اتلاف منابع و ناکامی در بهرهگیری عقلانی و دانش محور از ظرفیتهای ملی، کشور را از مسیر پیشرفتِ پایدار دور کرده است .
- انقلاب مردم ایران در سال57 که نتیجهی محتوم سرکوبِ انباشت مطالباتِ تاریخ دوران گذشته و حاصلِ ارادهی مردم برای تغییر مناسبات مستبدانه و مطالبهی مشارکت آگاهانه در سرنوشت خود بود؛ به دلایل مختلف از مسیر ارادهی ملت خارج شد و به بیراهه رفت. چه بر اساس مدیریت مبتنی بر «جهلِ مرکب» که از دیدن خطاهای خود عاجز است .چه با پیش فرض مداخلهی پنهان خارجی و چه در نتیجهی افراطیگری مخالفان حاکمیت جدید.
- طرّاحی مناسبات قدرت سیاسی در کشور با تغییر پیشنویس قانون اساسی و بازنگری مجدد آن، با نام دین و اخلاق، به جای گشودن راه حضور مردم، بر چرخهی بسته و شوم «حضور تکراری افرادی معدود» اصرار ورزید و با تنگ کردن حلقهی مشارکت و ورود جوانان به عرصهی قدرت سیاسی، امید به اصلاح و پیشرفت را فرسوده کرد و در تناقضی آشکار، با چنین رویکردی هواخواهانی که به دنبال پایه ریزی مستحکم و موفق این نظام بودند به عکس زمینهی تزلزل و فروپاشی آن را فراهم آوردند.
- جامعه مدنی ایران با رجوع به حافظهی تاریخی مطالبات سال 57، از دوم خرداد 76 ، با وجود روزنههای حداقلی امید، کوشید تا بطور مسالمتآمیز – ازحضور یا قهر با صندوق رأی تا اعتراض مدنی و راهپیمائی سکوت – حاکمیت را قانع کند که به مسیر عقل، شرع و قانون بازگردد. حتی با چشمپوشی آگاهانه از زندانها، حصـرها ، زخمها و خونهای ریختهشده، با شعارِ «بخشیدن بدون فراموش کردن» تلاش کرد تا راه بازگشت مسالمت آمیز برای اصلاح نظام بسته نشود.
- اما رشد سرطانیِ شبکههای فساد با یاری گرفتن از تسلط قدرت سیاسی بر اقتصاد ایران، که پشت شعارهای دینی، ریاکارانه سنگر گرفتهاند، با تولید هویتهایی که نه مرزی برای رعایت اخلاق دینی قائل هستند و نه شرافتِ انسانی مانع زیاده خواهی آنها میشود؛ فضای تیرهتری را بوجود آورده است.
- دستکاری قوانین به نفع رانت خواران که حاصلِ حضورِ نمایندگان استصوابی و بیگانه با خواست و ارادهی مردم است، حاکمیت را چنان در چنبرهی افکار مسموم و آلوده به امتیازات ذینفعان و الیگارشی مافیایی، گرفتار کرده است؛ که امید به اصلاح را در نزد ملت ایران، به یاس مبدل نموده و آنان را وادار به حضور اعتراضی در شرایطی کرده است که «بحران معیشت» و «مداخلهی خارجی» در اثر ناکارآمدی نظام نیز بر کشور سایه افکنده است.
- در چنین شرایطی جریانهای متکی بر حمایتهای نظامی، اطلاعاتی و مالی، با در اختیار داشتن رسانههای خاص، بخصوص بعد از درگیری نظامی 12 روزه با اسرائیل، بر اندک امید حاصل شده نیز تیر خلاص زدند. تطهیر مداوم مفسیدن اقتصادی دیروز، به بهانهی همیشگی «مصلحتِ امروز»، جز ناامیدی مضاعف از تغییر، پیام دیگری ندارد. این در حالی است که شعار و زمزمهی «برای ایران» سر داده شد اما در عمل، همان مسیر پیشینِ قربانی کردن ایران برای «خیالهای آخر الزمانی» ادامه ادامه یافت و حتی مانع فعالیت های تنشزُدای دولت گردید.
- تنگنای بیش از حد معیشت مردم، با بودجه نویسی تکراری و اختصاص بودجههای کلان به حیاطخلوتهایی که هیج بروندادی برای بهبود وضعیت ملت و کشور ندارد، تداوم وضعیتی را نوید داد که افقهای امکانِ تغییر، در بخشی از هموطنان، دچار تردید جدی شد؛ و اینچنین ناگزیر از «عدم تصورِ آیندهای بهتر» به گذشته ای «مبهم و نهچندان روشن» پناه برده ،گُمان کردند مشکل اصلی کشور«جمهوری» است که با بازگشت به «سلطنت» حل خواهد شد! در حالیکه اصلیترین گره فروبستهی وطن، فقدان جمهوریت واقعی در طی سالهای پس از انقلاب است چه آنکه ساختار موجود در واقع، تبدیل به سلطنتی غیرِ پاسخگو با اختیارات فرا قانونیِ بیش از مشروطه شده است.
- سیستمی که در طی این سالها، مشغول حذف مشارکت مردم و تنگتر کردنِ حلقهی قدرت بود، هرگز صاحب درایت و دانش سیاسی کافی نبود تا با تکیه بر آن درک کند: «این دور باطل و نبودن راه، مردم را وادار به بازگشت عصبی و نامعقول به پشت سر میکند. » لذا در غیابِ «بدیل و جایگزینی باورپذیر»، خشم و استیصال میتواند به انتخابهای پرهزینهتر بینجامد؛ و این روندی است که تأیید یا رد آن از سوی احزاب و نخبگان، تأثیرِ تعیینکنندهای بر مردم مأیوس نخواهد داشت.
- اینک به نظر میرسد انزجار از وضع نابسامان و فرسایندهی کنونی موجب شده است تا بخشی از جامعه برای رهایی، بار دیگر به آزمونی پرهزینهتر از انقلاب سال 57 و در تکراری پاندول وار به آزمودنِ آنچه قبلا آزموده بود؛ تن دهد که البته، مسئولیت اصلی پیامدهای آن بر عهدهی حاکمیت و اقلیت حامیان منتفع از وضع موجود خواهد بود.
- از اینرو و برای رهایی از خطرِ این احتمال هولناک و نجات ایران، و رسیدن به آیندهای روشن که شایستهی ملت و کشور بزرگ ایران باشد از همهی ذخایر دانایی کشور، نخبگان سیاسی و اجتماعی اعم از محصورین و زندانیان سیاسی و هموطنان دور از وطن که به عشق ایرانی آباد با تلاشهای بسیار ، امیدوارانه ادامه میدهند و همچنین جامعهی مدنی و اکثریت ملت آگاه و سر افراز ایران، همه و همه را فرا میخوانیم تا بهجای ارائهی راهحلهای کلی، غیر عملیاتی و انفرادی و متکی بر تحلیلها و فرآیندهای پیچیده، تصویری ساده و روشن از «چشماندازی قابل اعتماد و پذیرش اکثریت» با اتکاء بر عقل جمعی ارائه دهند تا امکان اجماع برای گذر از وضعیت اسفناک امروز فراهم آید.
- طرح صریح، شفاف وصادقانهی «راهکارها و امکانهای پیش رو» موجب میشود افراد جامعه ، هر ایده را به دقت مطالعه و مواضع خود را درقبال آن روشن کنند تا شرایط گفتگوی ملی و در نهایت رقابت دموکراتیک بوجود آید.
حزب راه ملت دومین بیانیهی خود در این خصوص را به «راهکارها و امکانهای پیش رو» اختصاص خواهد داد.
موفقیت و پیروزی از آن کسانی است که به همهی سخنان گوش فرا دهند و بهترین آن را برگزینند.
حزب راه ملت
هجدهم دی ماه 1404


















